پدر بزرگ من !

پدربزرگم ادم باحالیست البته برای من
خاطره های خوبی هم تا الان از جنگ برایم گفته
که اینها باعث شده در انشاهای زیادی 20 بگیرم
منتها هیچ تشابهی با چیزهایی که این روزها می بینم ندارد
او جانباز 50 درصد است
موجیست، و یکی از گشوهایش شنوایی خود را از دست داده
از زمان انقلاب هم یک یادگاری روی گوزک پایش که جای یک ترکش ککتل مولوتوف است دارد
ولی باز هم ادم بی نظیر است
برگردیم سر موضوع اسارتش اوایل جنگ وقتی که زخمی شده هم رزمانش او را تنها گذاشته و فرار کرده اند و وقتی که واقعا داشته می مرده اسیر می شود
از کتک های زندان های عراق ، تونل مرگ ، دندان های مصنوعی ای که در دوران اسارت دریافت کرده و الان نیز دازد از انها استفاده می کند (از پای مصنوعی دوستش هم گفت که بهتر از دندان های مصنوعی خودش برای دوستش دارد کار می کند)
ادم پر توقعی هم نیست از بنیاد جانبازان هم چیزی نگرفته
فقط از 8 سال خدمتش برای معاف کردن 3 پسرش از خدمت سربازی استفاده کرده
مادرم هم کم از ان زمان برایم نگفته
از تنهایی هایشان ، از ترسشان بدون پدر، از رد شدنهایشان در مدرسه که همه به خاطر غم دوری پدر بود از عمویش که چطور هوایشان را داشته و حتی برای انها زودتر از فرزندان خودش لباس می خریده تا شاد باشند راستش هنوز هم که شروع می کند به تعریف اینها خنده تلخی روی لبانش دارد.

جنگ چیزی نبود که به منو تو نشان می دهند
خودت هم می دانی !
برای من عراق هنوز هم دشمن است
به خاطر گرفتن پدربزرگم از دخترش از همسرش از خانواده اش
از گرفتن زندگی خوش از پدرانمان
دودش هم به چشم کسی جز به چشم ملت نرفت

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s