قالب ریزی یکپارچه!

سلام!
اگر از اول با اين وبلاگ بوده باشيد حتما مي دانيد که خط مشی این وبلاگ با نقل یک داستان همراه هست و در اخر هم طرح چند سوال خب برگرديم سر موضوع اصلي خودمان
داستان افرينش انسان توسط خدا را که مي دانيد حتمن جايي که خدا از گل انسان درست کرد بعد از فرشته هايش خواست تا بيايد که نظر کارشناسانه بدهند تا بعد کنفشان کند 🙂
بله هنگامي که فرشته ها پس از بررسي اوليه و ثانويه نظر کارشناسانه دادند که خداجان واسه چي اينارو مي افريني اينايي که قراره روی زمين خون و خونريزي راه بياندازن؟ جواب خدا هم این است که من می دانم اون چیزی رو که شما نمی دانید :))) همين جا استاپ مي کنيم و به ادامه داستان کاري نداريم از اينجا به بعدش چند تا سوال مطرح مي کنيم
چطور شد انساني که از اولش قرار بود سر از زمين در اورد رفت بهشت؟
خدا چي مي دانست که فرشتگانش نمي دانستند؟
اگر فرشتگان اصن چيزي نمي دانستند چرا خدا از انها نظر کارشناسانه مي خواست؟
باز هم واقعا انسانها چگونه رفتند بهشت تا نيازي به داستان سرايي و ساختن يک دشمن از شيطان فرشته عزيز باشد؟؟؟

نمی شه بال داشت و بی پروا نبود!

شاید فکر کنی زیاد شعار می دم
یا فقط بلدم حرف بزنم
یا حتی اظهار نظر تو خالی بکنم
اما این نوشته ها و حرفا همشون خودمن
خود من .
حتی نزدیکتر از خدات به رگ گردنم
.
بعضی وقتا تصمیم می گیری ندید بگیری
حرف نزنی ،به تخمتم نباشه
چون بهت می خندن ،مسخره می شی
اما نمی شه
نمی تونی چشماتو ببندی ،ردش کنی
نمی تونی ننویسی
نمی تونی نگی
چون فکرت خفت می کنه
سخته !

این نه منم !

همه چیز اشتباهه
اشتباه
اصلا از اولش هم اشتباه بود
خط این اشتباهات هم تمومی نداره
چند تا اشتباه کردی که رسیدی به الان
چند بار از رو خودت رد شدی تا رسیدی به الان
چند بار درد کشیدی
چند بار
چند بار
..
می بینیی اینجاست که تو خودتو گم می کنی اونم تو خودت.
خدایی می کنی، بردگی می کشی
خط می خوری ،حذف می شه
خیلی خوش شانس که باشی می میری، برای خودت، تو فکر خودت
از این به بعد که همه چی شروع میشه
از این به بعد که باید شروع کنی
بری دنبال خودت ،برای خودت
اینجاست که معنی شو می فهمی
معنی چیزایی رو که گم کردی ، گم شدن
یا حتی قراره گم بشن .