کس مغز

ادم هیچ وقت نباید به خودش فرصت فکر کردن بدهد.
باید هی بدود،از این سر به آن سر . از صبح خروس خون تا بوق سگ
اخرش هم ساعت 10 شب خسته و کوفته برسد خانه اش . انقدر خسته باشد که حتی نتواند غذایش را بخورد و همین طور بیهوش وار بیفتد تا فردا صبحش.
نه، خل نشده ام،عقل ام هم سر جایش است.
حرفم به خاطر این است که وقتی ادم دستش خالی باشد می نشیند و فکر می کند و همه ی بدبختی هایش می آیند جلوی چشمش
اینکه بهترین دوستش گذاشته رفته.
یا دوست دخترش ترکش کرده.
ظرفهای غذا را نشسته.
دستشویی کثیف بوده.
یا حتی وقتی داشته می ریده توی گهش یک چیزهای عجیبی پیدا شده.
خلاصه حتی اگر مشکلی هم نباشد برای خودش چند تا می سازد.
بعله داشتم می گفتم همه ی اینها می آیند جلوی چشم ادم رژه می روند
ادم هم چون نمی تواند مشکلات را حل کند سر خورده می شود
یعنی سر خورده که نه، بیشتر افسرده و ناراحت می شود.
دلش می گیرد . خودش را غرق سیگار و مشروب می کند.
دوست دارد همه چیز را دایورت کند و به تخمش هم نباشد.
اینها را به این خاطر نمی گویم که نشان دهم ادم فهمیده ای هستم
یا برای مشکلات راه حلی دارم.
نه برعکس حتی!بیشتر از همه خودم توی این گه ها فرو رفتم .
دوست دارم بروم برای خودم میوه پوست بکنم.
بشینم کانال جم تی وی ساواش نگاه کنم یا بزنم من و تو1 دکتر کپی ببینم تا از خنده دل درد بگیرم.
یا بشینم پورن ببینم(البته من ادم بی ادبی نیستم ولی همه این کارها طبیعیست این را ان خانمه در فیلم دیکتاتور می گقت) و اسم تمام پورن استارها را حفظ کنم.

Advertisements