بدون عنوان

برای رام کردن یه فیل وقتی فیل بچه ست یک پاشو به میله یا تنه ی درخت بزرگی می بیندن این فیل اونقدر دست و پا می زنه تا خسته بشه تا بفهمه که راه فراری نیست.
چند سال بعد وقتی که فیل بزرگ شد این بار یه شاخه نازک فرو می کنن تو زمین و پای فیلو بهش می بیندن تا فیله فرار نکنه
فیله هم چون تو بچگیش یاد گرفته که هیچ راه فراری از این کار نیست در کمال تعجب بدون حرکت سرجاش وای می ایسته.
همه ی اینهارو گفتم تا برسم به اینجا که
پلیس فتا در قالب طرح آموزشی اینترنت یا همون شهروند الکترونیک به مدرسه های راهنمایی می ره (در مورد مدرسه راهنمایی دخترانش مطمئنم) و برای مثال وقتی در مورد امنیت پسورد صحبت می کنه یوزر نیم و پسورد ایمیل و فیسبوک بچه هارو می گیره .
اینکه این اطلاعات یا کلا اطلاعات یه بچه ی 14-15 ساله به چه دردشون می خوره رو به شما واگذار می کنم.

Advertisements

دمو قراضه

راه اول: برای مردم، خدایانی از جنس سنگ و چوب و غیره می تراشد و آن خدایان دست ساز را نماینده خدای واحد جا می زند و خودش هم متولی و سرپرست آنان می شود. که البته این شیوه، تا حدود زیادی کهنه و نخ نما شده و به اندازه گذشته، کارآ یی ندا رد.
راه دوم: پادشاه، خود را نماینده تام الاختیار خدا و واسطه میان خدا و مردم جا می زند. این سیاست از چند مزیت برخوردار است:
1 – پادشاه به طور مستقیم با خدا در نمی افتد و خودش را ضایع نمی کند.
2 – به قدرت عادی و زمینی خود، رنگ معنوی و آسمانی می دهد.
3- نیاز معنوی مردم را مدیریت می کند.
4 – برای مردمی که عقلشان در چشمشان است، به تدریج خدای حقیقی را کمرنگ و نماینده ملموس و محسوس او یعنی خودش را تا حد جایگزین، پررنک می کند.
5- صندوق انتقادات و شکایات مردم در پیشگاه خدا و نامه های محرمانه مردم را خودش باز می کند و به همه اسرار و زوایای پنهانی مردم، آگاهی و تسلط می یا بد.
از آنجا که مردم در خیال پردازی و خرافه سازی استادند، به تدریج، برای پادشاه، جایگاهی می سازند
و افسانه ها و کرامت هایی می پردازند که خود پادشاه و عواملش عمرأ به این درجه از خلاقیت دست پیدا نمی کنند.
با این توصیفات، طبیعی است که پادشاه، راه دوم را انتخاب کند و به تاسیس و راه اندازی دفتر
نمایندگی خدا روی زمین بپردازد.
بعد از اتخاذ این تصمیم و تاسیس این نمایندگی توسط پادشاه، اصلیترین پیام روشنگران این شد که: «»هر کسی حرفی با خدا دارد، به پادشاه بگوید.««
ولی، ماجرا به همین نقطه ختم نشد. طعم شیرین نمایندگی خدا آنقدر به ذائقه پادشاه دلپذیر آمد که در مرحله نمایندگی متوقف نشد و با شتاب به سمت جایگاه الوهیت پیش رفت و شعار ها و پیام های تازه ای جایگزین پیام اولیه شد، شعارهایی از قبیل:
~ پادشاه، یعنی خدای روی زمین.
~ اطاعت از پادشاه، اطاعت از خداست.
~ فرمان خدا و پادشاه یکی است.
~ تعظیم در مقابل پادشاه، تعظیم در برابر خداست.
مهمترین هدف پادشاه از ترویج این شعارها تثبیت این باور در وجود مردم بوده که پادشاه مستقیما از خدا فرمان می گیرد و هرچه می گوید از قول خود خدا می گوید و هرچه می کند به دستور خدا می کند.
هرچه می دهد یا می ستاند هرکه برمیدارد و می نشاند هرکه را که می کشد یا محبوس می کند و… در همه ی امور دستور خدا را اجرا می کند

قسمتی از کتاب دموکراسی یا دموقراضه
نوشته سید مهدی شجاعی