پاسداری شده: خوابهای لعنتی 2

این محتوا با رمز محافظت شده است. برای مشاهده رمز را در پایین وارد کنید:

Advertisements

خوابهای لعنتی 1

من یه ماهی بودم، رنگ و نوعش یادم نمیاد
فقط یادمه یه ماهیه خسته بودم و داشتم عذاب می کشیدم به خاطر اینکه ماه رمضون بود و من بدون اینکه به این مزخرفات اعتقادی داشته باشم روزه بودم و حق نداشتم اب بخورم.
تو دهن ماهی ایه خودم داشتم کلنجار می رفتم با خود ماهی شکلم
که چطور یه ماهی می تونه روزه باشه و اب نخوره و قانون انسانها نباید برای ماهیا صدن کنه یا حتی اینکه اصلا چرا ماهیا باید همچین کاره احمقانه ای بکنن؟
اونا که اصلا ادعای اشرف مخلوقات بودن ندارن؟