چرا گاهی وقتها با انجام یک راه تست شده به جواب دلخواه خود نمی رسیم

روزی روزگاری خاله پیره زن تصمیم میگیره ،دوباره بره ده بالا تا دخترشو ببینه
تو راه وقتی داشته از جنگل رد میشده دوباره به شیر بر میخوره ،که شانس میاره و شیره نمیشناستش. چون بالاخره شیر زیر بار قرض و وام و بدهی هاش به بقیه ،و مبلغ بالای قبض اب و برق،
هوش و حواس درست و درمونی که واسش نمونده بوده،
وقتی شیره میخواست حمله کنه خاله پیرزنه رو بخوره. خاله پیره زن از شیره اجازه می گیره که بره یه هفته خونه دخترش بمونه و مثل گاو بخوره تا چاق و چله بشه بعدش بیاد تا شیره بخورتش
شیره هم چون همون لحظه چند تا از طلبکاراشو از دور می بینه یکم وحشت بهش مستولی میشه بعدم سریع خودشو جمع میکنه در حال فرار به خاله پیره زن اشاره می کنه که باشه برو ولی برگرد تو رو سر جدت چن ماهه هیچی نخوردم حداقل بیا اجازه بده تو رو بخورم.
خاله پیرزن هم خوشحال و خندون راه میوفته میره سمت خونه ی دخترش
تو راه اقا گرگه رو میبینه که نشسته زیر یه درخت و داره خاله پیرزن رو نگاه می کنه و کاری به کاره خاله پیرزن نداره. خاله پیرزن هم با تعجب از کنار اقا گرگه رد میشه و میره و میرسه به خونه دخترش و یه هفته با دل خوش و شاد و غیبت و بگو بخند سپری میکنه.
وقتی یه هفته تموم میشه و خاله پیرزن تصمیم میگیره برگرده از دخترش یه کدوی خیلی گنده می گیره و میره توش قایم میشه تا دوباره سناریوی قبلی رو تکرار کنه تا بتونه دوباره سالم برسه خونش.
تو خونه ی اقا شیره، اقا شیره با اقا گرگه داشتن در مورد مسائل خاورمیانه و منطقه بحث می کردن که یهو می بینن یه کدوی گنده داره از جلوی خونشون غل می خوره، سریع از خونه در میان بیرون و میرن جلوی کدوی گنده رو میگیرن. از قضا چون اقا گرگ داستان ما ادم روشنفکر و فهمیده ای بوده ،زندگی گیاه خواری رو شروع کرده بوده تا یک زندگی سالم به دور از هرگونه کلسترول و فشار خون داشته باشه. شروع میکنه به خوردن کدوی گنده که یهو میبینه از توش یه خاله پیرزن در میاد .
در اینجا شیر داستان یاد قول و قرارش با خاله پیرزن میوفته و در ابتدا خاله پیرزن چاق و چله رو تو مقداری پیاز و زعفرون و کیوی می خوابونه و بعدش روی شعله متوسط به مدت 30 دقیقه کباب پزش میکنه و با مقداری کدو و تلخون و ریحون شروع می کنه به خوردنش

ten reason for why atheist is better

1. جق زدن گناه نیست و لازم نیست به خاطرش خودتونو سرزنش کنین
( البته حداقل هر چهار روز یکبار)

2. سکس یک نیاز طبیعی بدن به حساب میاد . لازم نیست به خاطرش تا رفتن به بهشت صبر کنین.

3. وقتی کسی عطسه کرد ، به جای گفتن عافیت باشه. به یارو دستمال کاغذی می دین تا صورتشو تمیز کنه

4. شما همیشه سر وقت همه جا خواهید بود . چون برای رفع قضا و قدر عطسه ی بالا لازم نیست کلی معطل بشین

5. خوب بودن شما واقعیه و برای کلاه گذاشتن سر خدا و رسیدن به حوری های پستان گنده نیست

6. به جای اجی مجی کردنو رسیدن به جواب سوالاتون یک روش علمی رو امتحان می کنین

7. شبارو راحتتر می خوابین و دیگه لازم نیست در مورد خودتون قضاوتهای الکی بکنین

8. مشروب !! مشروب رو داشت یادم می رفت ها :))

9. می تونین شروع کنین به خوندن کتابای مقدس، اما این بار از ته دل می خندین.

10. کسی نیست قولتون بزنه ، کسی هم نیست تا به خاطر اینکه قول خوردین شکنجه تون کنه

11. مورد یازدهم با شما … ( یه چیزی بنویسین )

خوابهای لعنتی 1

من یه ماهی بودم، رنگ و نوعش یادم نمیاد
فقط یادمه یه ماهیه خسته بودم و داشتم عذاب می کشیدم به خاطر اینکه ماه رمضون بود و من بدون اینکه به این مزخرفات اعتقادی داشته باشم روزه بودم و حق نداشتم اب بخورم.
تو دهن ماهی ایه خودم داشتم کلنجار می رفتم با خود ماهی شکلم
که چطور یه ماهی می تونه روزه باشه و اب نخوره و قانون انسانها نباید برای ماهیا صدن کنه یا حتی اینکه اصلا چرا ماهیا باید همچین کاره احمقانه ای بکنن؟
اونا که اصلا ادعای اشرف مخلوقات بودن ندارن؟

عنوان ندارد لعنتی !

زنده به گور کردن بدترین حسیه که یه ادم می تونه داشته باشه
اینکه ادمایی بودن ،که یه روزی واسشون ارزش داشتی.
اگه ناراحتی تو می دیدن اونام ناراحت می شدن
اگه خوشحالیتو می دیدن اونام می خندیدن
اگه به مشکلی بر می خوردی بدون انتظار بهت کمک می کردن
حالا بالا سرت واستادن دارن روت خاک می ریزن
تو هم دراز کشیدی داری می خندی
چون می دونی اینار به جای کمک قرار دفنت کنن

بدون عنوان

برای رام کردن یه فیل وقتی فیل بچه ست یک پاشو به میله یا تنه ی درخت بزرگی می بیندن این فیل اونقدر دست و پا می زنه تا خسته بشه تا بفهمه که راه فراری نیست.
چند سال بعد وقتی که فیل بزرگ شد این بار یه شاخه نازک فرو می کنن تو زمین و پای فیلو بهش می بیندن تا فیله فرار نکنه
فیله هم چون تو بچگیش یاد گرفته که هیچ راه فراری از این کار نیست در کمال تعجب بدون حرکت سرجاش وای می ایسته.
همه ی اینهارو گفتم تا برسم به اینجا که
پلیس فتا در قالب طرح آموزشی اینترنت یا همون شهروند الکترونیک به مدرسه های راهنمایی می ره (در مورد مدرسه راهنمایی دخترانش مطمئنم) و برای مثال وقتی در مورد امنیت پسورد صحبت می کنه یوزر نیم و پسورد ایمیل و فیسبوک بچه هارو می گیره .
اینکه این اطلاعات یا کلا اطلاعات یه بچه ی 14-15 ساله به چه دردشون می خوره رو به شما واگذار می کنم.

دمو قراضه

راه اول: برای مردم، خدایانی از جنس سنگ و چوب و غیره می تراشد و آن خدایان دست ساز را نماینده خدای واحد جا می زند و خودش هم متولی و سرپرست آنان می شود. که البته این شیوه، تا حدود زیادی کهنه و نخ نما شده و به اندازه گذشته، کارآ یی ندا رد.
راه دوم: پادشاه، خود را نماینده تام الاختیار خدا و واسطه میان خدا و مردم جا می زند. این سیاست از چند مزیت برخوردار است:
1 – پادشاه به طور مستقیم با خدا در نمی افتد و خودش را ضایع نمی کند.
2 – به قدرت عادی و زمینی خود، رنگ معنوی و آسمانی می دهد.
3- نیاز معنوی مردم را مدیریت می کند.
4 – برای مردمی که عقلشان در چشمشان است، به تدریج خدای حقیقی را کمرنگ و نماینده ملموس و محسوس او یعنی خودش را تا حد جایگزین، پررنک می کند.
5- صندوق انتقادات و شکایات مردم در پیشگاه خدا و نامه های محرمانه مردم را خودش باز می کند و به همه اسرار و زوایای پنهانی مردم، آگاهی و تسلط می یا بد.
از آنجا که مردم در خیال پردازی و خرافه سازی استادند، به تدریج، برای پادشاه، جایگاهی می سازند
و افسانه ها و کرامت هایی می پردازند که خود پادشاه و عواملش عمرأ به این درجه از خلاقیت دست پیدا نمی کنند.
با این توصیفات، طبیعی است که پادشاه، راه دوم را انتخاب کند و به تاسیس و راه اندازی دفتر
نمایندگی خدا روی زمین بپردازد.
بعد از اتخاذ این تصمیم و تاسیس این نمایندگی توسط پادشاه، اصلیترین پیام روشنگران این شد که: «»هر کسی حرفی با خدا دارد، به پادشاه بگوید.««
ولی، ماجرا به همین نقطه ختم نشد. طعم شیرین نمایندگی خدا آنقدر به ذائقه پادشاه دلپذیر آمد که در مرحله نمایندگی متوقف نشد و با شتاب به سمت جایگاه الوهیت پیش رفت و شعار ها و پیام های تازه ای جایگزین پیام اولیه شد، شعارهایی از قبیل:
~ پادشاه، یعنی خدای روی زمین.
~ اطاعت از پادشاه، اطاعت از خداست.
~ فرمان خدا و پادشاه یکی است.
~ تعظیم در مقابل پادشاه، تعظیم در برابر خداست.
مهمترین هدف پادشاه از ترویج این شعارها تثبیت این باور در وجود مردم بوده که پادشاه مستقیما از خدا فرمان می گیرد و هرچه می گوید از قول خود خدا می گوید و هرچه می کند به دستور خدا می کند.
هرچه می دهد یا می ستاند هرکه برمیدارد و می نشاند هرکه را که می کشد یا محبوس می کند و… در همه ی امور دستور خدا را اجرا می کند

قسمتی از کتاب دموکراسی یا دموقراضه
نوشته سید مهدی شجاعی

خخخخخخخخخخخخخخخخ ! توووووووووفـــــــــــــــــــ

فضولو بردن جهنم دیدن داره رو آتیشا تف می کنه
اولش فکر می کنن از روی نفرت داره اینکارو می کنه
بعدش که ازش می پرسن ،می فهمن می خواد با این کار آتیش جهنمو خاموش کنه
کلی بهش می خندن و بهش می گن که با چند تا تف نمی شه آتیش جهنم خاموش کرد!
ای ادم احمق
قضوله بر می گرده می گه کسی چه می دونه شاید چند تا ادم احمق مثل من پیدا شد که اونام دارن تف می کنن تازه تفاشون از ماله من غلیظتر و بیشتره .
با هم دیگه می تونیم اتیش جهنمو خاموش کنیم.

البته رسم بر اینه که فضوله فضولی کنه و برگرده بگه چرا هیزمش تره.
خلاصه ببخشید که داستان منحرف شد

کیر تو کیر

بیاین در اعتراض به فیلم،به سفارت عربستان حمله کنیم و ازشون بخوایم برن به کشور حافظ منافع کانادا بگن که بره به سفارت سوئیس بگه که اون بره به امریکا بگه اون فیلمو پخش نکنن

کس مغز

ادم هیچ وقت نباید به خودش فرصت فکر کردن بدهد.
باید هی بدود،از این سر به آن سر . از صبح خروس خون تا بوق سگ
اخرش هم ساعت 10 شب خسته و کوفته برسد خانه اش . انقدر خسته باشد که حتی نتواند غذایش را بخورد و همین طور بیهوش وار بیفتد تا فردا صبحش.
نه، خل نشده ام،عقل ام هم سر جایش است.
حرفم به خاطر این است که وقتی ادم دستش خالی باشد می نشیند و فکر می کند و همه ی بدبختی هایش می آیند جلوی چشمش
اینکه بهترین دوستش گذاشته رفته.
یا دوست دخترش ترکش کرده.
ظرفهای غذا را نشسته.
دستشویی کثیف بوده.
یا حتی وقتی داشته می ریده توی گهش یک چیزهای عجیبی پیدا شده.
خلاصه حتی اگر مشکلی هم نباشد برای خودش چند تا می سازد.
بعله داشتم می گفتم همه ی اینها می آیند جلوی چشم ادم رژه می روند
ادم هم چون نمی تواند مشکلات را حل کند سر خورده می شود
یعنی سر خورده که نه، بیشتر افسرده و ناراحت می شود.
دلش می گیرد . خودش را غرق سیگار و مشروب می کند.
دوست دارد همه چیز را دایورت کند و به تخمش هم نباشد.
اینها را به این خاطر نمی گویم که نشان دهم ادم فهمیده ای هستم
یا برای مشکلات راه حلی دارم.
نه برعکس حتی!بیشتر از همه خودم توی این گه ها فرو رفتم .
دوست دارم بروم برای خودم میوه پوست بکنم.
بشینم کانال جم تی وی ساواش نگاه کنم یا بزنم من و تو1 دکتر کپی ببینم تا از خنده دل درد بگیرم.
یا بشینم پورن ببینم(البته من ادم بی ادبی نیستم ولی همه این کارها طبیعیست این را ان خانمه در فیلم دیکتاتور می گقت) و اسم تمام پورن استارها را حفظ کنم.